تبليغاتX
باوفا

باوفا

اینجا صدای دل است پس بنواز نوای دلت را

تولدم مبارک

تولد تولد تولدم مبارک
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1388ساعت 23:15  توسط مینا  | 

تولدم مبارک

امروز25 دی تولدم میخوام خودمو تحویل بگیرم تولدمو تبریک بگم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1388ساعت 23:12  توسط مینا  | 

درد و دل 2

سلام به دوستای خوبم .وقتی آدم با یه نفر صحبت میکنه مشکلشو میگه خیلی راحت میشه احساس سبکی میکنه ولی بعضی وقتا نمیشه یعنی احساس میکنی وقتی بخوای از احساست به کسی بگی پیشش کوچیک و حقیر میشی .من از این دسته ادمام غرورم اجازه نمیده احساسمو بیان کنم واین باعث میشه عصبی بشم وافسرده خیلی سعی میکنم به ناراحتیام فکر نکنم ولی نمیشه هر لحظه هر چیزی منو یاد خاطراتم  میندازه شاید گذشته با آدماش برن و فراموش بشن ولی خاطره ها همیشه میمونن و کسی رو که تنها مونده آزار میدن.زندگی خیلی عجیبه بعضی وقتا تمام درد و غصه رو فقط برای یه نفر میخواد و کسی رو انتخاب میکنه که تنها و ضعیف باشه و زود تسلیم بشه . من قربانی این منطق بی چون و چرای زندگی شدم  ولی دارم سعی میکنم که باهاش مقابله کنم .من آفریده شدم که از زندگیم لذت ببرم نه درد و رنج .!!سهم من از زندگی این نیست .؟؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1388ساعت 22:48  توسط مینا  | 

یادمون باشه که....

یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه وآهسته میمیره.یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره ،یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم. یادمون باشه هیچوقت کسی رو چشم به راه نذاریم چون امکان داره نتونه زیاد طاقت بیاره .یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم.یادمون باشه که خدا همیشه هست وناظر بر اعمال ماست پس ممکن بلایی که سر یه نفر میاریم فردا روز یه نفر دیگه سر ما بیاره همون بلا رو . پس بیاید با هم مهربون باشیم با همه همون طور برخورد کنیم که دوست داریم با ما برخورد بشه.
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 0:16  توسط مینا  | 

دعام کنید

سلام به بروبچه های باهالی که هر از گاهی به وبلاگ من سر میزنن ازتون میخوام برام دعا کنید آخه تا چند روز دیگه جواب انتخاب رشته ها میاد برام دعا کنید قبول بشم
+ نوشته شده در  جمعه 13 شهریور1388ساعت 21:59  توسط مینا  | 

نظر دکتر شریعتی در مورد تنهایی

من هرگز از مرگ نمي هراسيده ام  .

عشق به آزادي ، سختي جان دادن را بر من هموار مي سازد .

عشق به آزادي مرا همه عمر در خود گداخته است .

آزادي معبود من است .

به خاطر آزادي هر خطري بي خطر است .

هر دردي بي درد است .

هر زنداني رهايي است .

هر جهادي آسودگي است .

هر مرگي حيات است .

مرا اينچنين پرورده اند من اينچنينم .

پس چرا از فردا مي ترسم .

 من تنهايي را از آزادي بيشتر دوست دارم!
+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 21:48  توسط مینا  | 

بخوان و به یاد تنهایی من باش

وقتی که هیچ نداری

وقتی که دست هایت

ویرانه هایی هستند بی هیچ انتظاری ،

حتی بی هیچ حسرتی ،

دیگر چه بیم آن که تو را آفتاب و ماه ننوازند ؟

وقتی میعادی نباشد ، رفتن چرا ؟

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 21:46  توسط مینا  | 

دکتر علی شریعتی

 

روزی از روزها ،

شبی از شب ها ،

خواهم افتاد و خواهم مرد ،

اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .

تا هرچه دورتر بیفتم ،

تا هرچه دیرتر بیفتم ،

هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .

نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،

پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،

افتاده باشم و جان داده باشم ،

همین .

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 21:46  توسط مینا  | 

این جمله ی دکتر شریعتی تقدیم به دوست خوبم مریم اکتیو

هنگامی که به دنیا می آیی همه می خندند در حالی که تو می گریی ،

پس ای عزیز زندگیت را چنان بگذران که در روز مرگ در حالی که همه می گریند

تو تنها کسی باشی که می خندی .

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 21:44  توسط مینا  | 

امید

هرگز ناامید مشو،
اغلب از میان یک دسته کلید،
این آخرین کلید است که قفل را می گشاید
http://www.pogo.blogfa.com/8610.aspx
+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 1:1  توسط مینا  | 

ادم باتنهایی به جایی نمیرسه ولی با امید همه چی بدست میاره .مگه نه

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 0:50  توسط مینا  | 

امید روشنای زندگی

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 0:43  توسط مینا  | 

روزنه ی امید

سلام خوبید من که خیلی خوبم آخه یه روشنایی تو زندگیم دیدم یه روزنه ی امید پیدا کردم وخوشحالم امیدوارم روزگار ایندفه با من یار باشه باهام باشه تا بتونم موفق بشم تا بتونم بلند بشم ومثل گذشته زندگی کنم تنهایی درده حتی دردش بدتر از دندون درد و مرضای دیگست اونایی که تنهان میفهمن چی میگم البته من دیگه تنها نیستم چون نفر دوم زندگیمو پیدا کردم  من خودمو پیدا کردم اره خودمو الان دیگه منم و خودم الان دونفریم ولی یک نفره دلم میخواد این روزنه ی امید رو بزرگترش کنم بزرگه بزرگ.کمکم کنید.حالا که خودمو پیدا کردم دلم میخواد بهترین باشم دلم میخواد فقط خودم بمونمو خودم نفر سومی به زندگیم نیاد خوشیامو نگیره میخوام واسه خودم یه قصر شادی بسازم اونقدر شاد باشم که همه حسودیشون بشه مثل قدیما ولی این بار توی سقف خونمو با اسپند پر میکنم که هیشکی چشمم نزنه .من میتونم
+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 0:41  توسط مینا  | 


1224060137.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 0:14  توسط مینا  | 

تنها

چه رنجی است:
لذتها را تنها بردن
و چه زشت است:
زيبائيها را تنها ديدن
و چه بدبختی آزار دهنده ايست:
تنها خوشبخت بودن
در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است
__________________
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 2:23  توسط مینا  | 

در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 1:58  توسط مینا  | 

خودتو آزاد کن

با همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو.در انزوا پاك ماندن,نه سخت است و نه با ارزش
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 1:49  توسط مینا  | 

عکسهایی از دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 1:31  توسط مینا  | 

دوستی

به من تكيه كن!من تمام هستي ام را دامني مي كنم تا تو سرت را بر ان بنهي!تمام روحم را اغوشي مي سازم تا تو در ان از هراس بيا سايي!تمام نيرويي را كه در دوست داشتن دارم دستي مي كنم تا چهره و گيسويت را نوازش كند!تمام بودن خود را زانويي ميكنم تا بر ان به خواب روي!خود را,تمام خود را به تو مي سپارم تا هر چه بخواهي از ان بياشامي,از ان برگيري,هر چه بخواهي از ان بسازي ,هر گونه بخواهي باشم!ازاين لحظه مرا داشته باش!
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 1:26  توسط مینا  | 

عاشق متنای دکتر شریعتی ام

بگذار سپیده سر زند.
چه باک که من بمیرم و شبنم فرو خشکد.
و شبگیر خاموش شود و شباهنگ گنگ گردد.
و مهتاب رنگ بازد و ستاره سحری باز گردد.
و را کهکشان بسته شود ...
بگذار سپیده سر زند و پروانه به سوی آفتاب پرکشد
بگذار...
دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 1:14  توسط مینا  | 

مدل مانتو

FunPatogh.Com Community For Persians
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 1:7  توسط مینا  | 

اینم یه مدل مانتو برای دوستای خوبم

FunPatogh.Com Community For Persians
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 1:7  توسط مینا  | 

اینم یه سالاد خوشمزه و مقوی

 سالاد سیب زمینی
مواد لازم :
سیب زمینی پخته وخردشده=2 لیوان
هویج پخته وخردشده=1 لیوان
نخودفرنگی=2/1 لیوان
فلفل دلمه خرد شده=2/1 لیوان
خیارشورخرد شده=3/1 لیوان
ذرت پخته شده=3/1 لیوان
قارچ خرد شده=3/1 لیوان
سس مایونز=به مقدار لازم
ابلیمو=2 قاشق غذاخوری
نمک وفلفل واویشن وپودرسیر=کمی
کلم برگ=به مقدار لازم
طرز تهیه:
تمام مواد را با هم مخلوط میکنیم.برگهای کلم را ته ظرف می چینیم ومواد را روی ان میریزیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 1:4  توسط مینا  | 

امروز میخوام به خانومای آینده آشپزی یاد بدم

 

خوراک ماهی زعفرانی

مواد لازم براي چهار نفر:

روغن زيتون: 3 قاشق غذاخوري

سير ورقه شده: 2 حبه

پودر فلفل قرمز يا فلفل خشك خرد شده: يك چهارم قاشق چايخوري

تخم رازيانه (در صورت در دسترس بودن): نصف قاشق چايخوري

زعفران آسياب شده: يك هشتم قاشق چايخوري

گوجهفرنگي بدون پوست خرد يا رنده شده: شش عدد

نمك و فلفل: به ميزان دلخواه

فيله ماهي درشت و بدون استخوان خرد شده: 700 گرم

كشمش: يك چهارم پيمانه

بادام بو داده ورقه شده يا خلالي: يك چهارم پيمانه

پيازچه پاك شده و خرد شده: يك سوم پيمانه

طـرز تهيـه:

روغن را در قابلمهاي روي حرارت متوسط گرم كنيد. سير را به آن بيفزاييد و يك دقيقه آن را تفت دهيد. سپس فلفل قرمز، رازيانه و زعفران را اضافه كنيد و اجازه دهيد در حدود يك دقيقه بپزد و در اين مدت به طور مداوم آن را هم بزنيد. گوجهفرنگي را به مواد بيفزاييد و با كمك قاشق تكههاي آن را له كنيد. يك قاشق چايخوري نمك به آن اضافه كنيد و اجازه دهيد جوش بيايد و حدود 15 دقيقه بپزد و غليظ شود.به تكههاي ماهي نمك و فلفل بزنيد و آنها را درون مايه گوجهفرنگي آماده شده بيندازيد. صبر كنيد تا ماهيها 5 تا 10 دقيقه بپزند. حال ماهيها را پشت و رو كنيد و بگذاريد آنقدر بپزد تا غذا جا بيفتد. غذاي آماده شده را درون ظرف دلخواه ريخته و با بادام، كشمش و پيازچه تزيين كنيد. اين غذا را با نان ميل كنيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 0:40  توسط مینا  | 

انتظار

این منتظر یارشه منم منتظر امیدم برای زندگی

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 23:7  توسط مینا  | 

تو که در هر جائی ! کجا پیدایت کنم ؟! در قلب کدام با سخاوت دور دست ؟! در دستان کدام گدای عاشق ؟! در چشمان کدام منتظر بی پناه ؟! در دهان کدام شاعر گنگ پریشان ؟! و در جای پای کدام رهگذر غریب

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 2:29  توسط مینا  | 

زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 2:22  توسط مینا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 2:11  توسط مینا  | 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است
+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 1:55  توسط مینا  | 

تنهام

اینم یه عکس قشنگ با متن قشنگ
+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 1:38  توسط مینا  |